تبليغاتX
این شرح بینهایت...

وقتی ادم هنوز نرفته زیارت با خودش می گه

وقتی رسیدم به اقام هر چی که تو دلمه می گم

بهش می گم که چقدر دوستش دارم بهش می گم که

چی ازش می خوام...

اما وقتی می رسی اونجا انگار زبونت بند می اید

انگار که اصلا حرف زدن بلد نیستی...

حتی نمی تونی به ضریحش نزدیک بشی.

خودت و اونقدر لایق نمی دونی که بری جلو...

ولی با تمام این حرفا سعی می کنی که یه جوری

حرفاتو بزنی تا دهنت و باز می کنی ناگهان اشکات

شروع می کنه به ریختن ...نمی دونی چته ولی هر چی می گذره

اشکات تموم که نمی شه هیچ بیشترم می شه...

تا اینکه از ناچاری سرت و می ذاری روی دیوار

نزدیک ضریح اخه این اجازه رو به خودت نمی دی

که بشینی...ناگهان می بینی که در حرم و بستن.نمی دونی چرا؟

از خادمای حضرت می پرسی که مگه چی شده!

بهت جواب می دن که می خوایم حرم و بشوریم...

شما اگه می تونید صبر کنید...

نا گهان چشمات و باز می کنی و می بینی که همه رو بیرون

کردن و تو موندی و ضریح...

نمی دونی چی کار کنی اما فققط گریه می کنی وبس...

بازم این اجازه رو به خودت نمی دی که بری جلو

اما ناگهان یکی صدات می زنه ای خانم زود باش

چرا معتل می کنی برو ضریح و ببوس و برو بیرون...

بعد می ری جلو اخه می دونی که باسه هر کسی

این موقعیت پیش نمی اید با خودت می گی

 حتما اقام دعوتم کرده و به من اجازه داده

می ری جلو ومی چسبی به ضریح

حالا دیگه هیچ کس حریفت نمیشه که تو رو جدا کنه

دو باره صدات می زنن و بلاخره تو می ری بیرون

اما وقتی می ای بیرون می بینی که یادت رفته که حرفا تو بزنی و

خواسته هات و بگی ...با اقات خدا حافظی می کنی و

می ای به شهرت ...

اما هنوز نرسیده می بینی تمام خواسته هائی که دا شتی

کم و بیش داره حل می شه...

با خودت می گی من که حرفی نزدم پس چی شد...؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/26ساعت 19:48  دل نوشته های  مریمی  | 

امام علی <ع>:

"همه ی خیر و نیکی در سه چیز جمع شده است:

1-نگاه.2-سکوت.3-سخن.

هر نگاهی که از روی عبرت نباشد یک نوع فراموشی است

و هر سکوتی که همراه تفکر نباشد غفلت است

وهر سخنی که یاد خدا در ان نباشدبیهوده است.

بنابر این خوشا به حال کسی که نگاهش از روی عبرت

و سکوتش همراه تفکر و سخنش یاد خدا باشد

و برای گناهش بگرید و مردم از شر و گزندش در امان باشند.

تولد حضرت زهرا وروز مادر را به همه ی شما

و خانواده هاتون به خصوص مادراتون تبریک می گم...

همیشه شاد باشید...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/15ساعت 0:14  دل نوشته های  مریمی  | 

در پس همه ی درهای بسته

خدا ایستاده است.

همه چیزدوست داشتنی است

وهمه ی شکل ها تجلی حضور

یگانه و زیبای اوست.

کافی است کمی اصرار کنی.

کمی لجاجت کنی و

کمی دل از غمهای زندگی خالی کنی.

انگاه در های رحمت او به روی تو بازخواهد شد.

تو تنها می مانی و رحمت او وازهمه ی

شکلهای گوناگونی که هست

به هر کدام بنگری خود را مسحور کمال او خواهی یافت.

بیا پیش از فرا رسیدن صبح خود را ترک کنیم

وعشقمان را به امواج مترنم بادهای بهاری بسپاریم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/03ساعت 0:36  دل نوشته های  مریمی  |