فطر یعنی وضو با پرش سبز پرستو ها بگیریم
فطر یعنی رنگین کمان هفت رنگ را همه با هم ببینیم
فطر یعنی معجزه ی
عشق...
مثل خنده ی خدا خنده هات وتوی قطره های بارون می بینم
تو کجا گل محمدی کجا عطر خندته گل محمدی...
توی این ماه رمضون مامانم خیلی بیشتر از همیشه
زحمتم و کشید...این پست و تقدیم به نفسم یعنی مادرم می کنم...
نمی خواستم براتون بگم که این شعر و تقدیم به کی می کنم
چون اصلا دوست نداشتم
اما چی کار کنم که ترسیدم بعضی ها براشون سوئ تفاهم بشه
باسه همین ...
خدایا شکرت...
عید سعید فطر را به همه ی شما عزیزان تبریک می گویم
از خدا می خوام که فردا عیدی تون و با دست خودش بهتون بده
شما هم من ودعا کنید
تو فقط دعا کن....!!!
حتی از اونی که انتظار نداری...
حتی به خودشون زحمت نمی دن جواب ادمو بدن...
شاید فکر می کنن از ادم بالاترن یا پول دار ترن...
خسته شدم بس که وفا کردم و بی وفائی دیدم...
بسه دیگه...
سلام
این عکسی رو که می بینید عکسی که من از
دو تا قمری عاشق اما مغرور گرفتم...
وقتی که به این دو تا نگاه می کنم حسرت می خورم...
نمی دونم اینا قهر و دعوا رو از ما یاد گرفتن یا ما از اینا؟
اینا پیش همن اما نمی تونن وجود همو تحمل کنن...
اما ببنید چی جوری از پشت پرده به هم خیره شدن...
به هم دارن دروغ می گن...
می دونم که اونام الان مثل خیلی از عاشق هائی که
با هم دعواشون شده دنبال یه بزرگترن که اشتیشون بده...
اما اونا تو قفسن مثه خیلی از ادما...
میدونید وقتی پرده ی بینشون کنار میره چی کار می کنن...
پرنده ی نر پرنده ی ماده رو انقدر می زنه
که پراش می ریزه...
فکر کنم دل پرنده ماده خیلی گرفته باشه
اخه اون عاشقه و توقع نداره که عشقش این کارو باهاش بکنه...
ولی فکر شو بکن...
چه موجوداتی هستن که برا ی رسیدن به هم
حاضرن جونشون و بدن اما اینا پیش همن و قدر هم و نمی دونن...
قهر نکن عشق من قهر تو اتیشمه من نمی خوام بسوزم وقتی دلت پیشمه
...!!!توفقط دعا کن..
ستایش خدای را که هر گاه برای حاجتی
خواهم او را ندا کنم وهر زمان بخواهم برای
راز و نیاز بدون واسطه با او خلوت کنم
واو حاجتم را بر اورد
ستایش برای خدائی که جز او کسی را نخوانم
و اگر غیر از او دیگری را می خواندم
دعایم را مستجاب نمی کرد...
ستایش خدای را که غیر از او را امید ندارم
واگر امیدی غیر از او داشتم نا امیدم می کرد.
ستایش خدای را که به من بردباری کند
تا جائیکه گویا گناهی ندارم...
بر من گذشت کن ای پروردگار من
بپوش مرا به پرده کشی خود
وبگذر از سرزنش من به کرامت ابرویت
اگر می تر سیدم از تعجیل کیفر خودداری می کردم
از انجام گناه
نه برای انکه تو سبکترین بینندگانی
بلکه بر ان بود که تو بهترین پوشندگان و
ستاران هستی...
ای مولای من هر گاه گناهم را ببینم در هراسم
وچون بنگرم کرمت را طمع ورزم
پس اگر بگذری بهترین مهربانی
واگر عذابم کنی ستم نکردی
پس قسم به عزتت ای اقایم اگر مرا از درگاهت برانی
نروم از درت ودست نکشم از تملقت
خدایا اگر در بندم کنی به قیدها بازداری
از من لطف خود را
وراهنمائی کنی به رسوائیم دیدهای بندگان را
ودستور دهی به جهنم برند مرا
وحائل کنی میان من و نیکان
قطع نکنم امیدم را از تو
و بر نگردانم امیدم را از گذشت تو
وبیرون نرود دوستی تو از دلم
من فراموش نمی کنم نعمتهایت را بر من
ای اقایم امیدوارم وتوکل دارم بر رحمتت
ای مهربان ترین مهربانان
.......................
دعای ابوحمزه ی ثمالی