تبليغاتX
این شرح بینهایت...
Image hosted by allyoucanupload.com

 

مثه کفترای بومت دل خستم و رها کن...

کاش می شد ما رو هم ضامن میشدی...

تو فقط دعا کن...!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/30ساعت 22:52  دل نوشته های  مریمی  | 

خدایا همیشه فکر میکردم سخترین چیز توی دنیا

 

انتظاره

 

اما من با این خیال که این انتظار روزی به اخر میرسه

 

با تمام وجودم تحمل می کردم وانتظار میکشیدم

 

اخه من امیدوار بودم...

 

اما حالا این و می دونم سخترین چیز تو این دنیا جدائیه...

 

خیلی سخته

 

دیدی خدا جونم چه طوری هنوز انتظارم به پایان نیومده جدائی فرا رسید...

 

حیف اون همه امید که من داشتم...

 

 

 

 

تنها دروغی که من به توگفتم این بود که تو را دوست ندارم

 

 

 

 

 

 

 

من از تنهائیم افسوس نمی خورم

 

من از بی مهری اطرافیان افسوس نمی خورم

 

من از هیچ چیز افسوس نمی خورم

 

همه چیز بی اهمیت است

 

چون همه چیز من با تو اغاز می شدند

 

اما از یک چیز افسوس می خورم

 

وان این است که تو لیاقت این همه احساس مرا نداشتی

 

 

 

خدایا شکرت...

 

 

 

تو فقط دعا کن...!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت 12:29  دل نوشته های  مریمی  | 

ادم بعضی وقتها تو زندگیش یه کاری میکنه

که باعث میشه پشیمون بشه...

 

 

 

 

 

 

 

خدایا من همین الان اعتراف میکنم

پشیمونم

 

 

خدایا اگه بهت بگم کم اوردم دست از سرم بر میداری؟

 

خدایا اگه برم تو خیابون فریاد بزنم دیگه نمی تونم راضی میشی؟

 

اخه یه چیزی بگو ...

 

دیگه مطمئنم که دیونم.

 

چرا جوابم ونمی دی...؟

 

حداقل کمکم کن بتونم...

 

به جونه مامانم...

 

 

 

 

تو فقط دعا کن...!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 23:10  دل نوشته های  مریمی  | 

چرا ما ادما وقتی مریض می شیم یا به قول قدیمیا

 

تا پشه لگدمون می کنه دست و پامون و گم میکنیم

 

میریم دکتر تا خدائی نکرده بلائی سرمون نیاد

 

ولی وقتی که یه یه اخلاق یا یه رفتاربد عادت می کنیم

 

انگار نه انگار...

 

انگار نه انگار که اون رفتارمون باعث می شه دل خیلی ها بشکنه...

 

 

 

 

 

نمیدونم چرا همه ادما ظاهر بین شدن

 

مثلا هر کی که خوش تیپه یا یه کیف دستشه یا کت و شلوار پوشیده

 

همه می گن به عجب ادمیه

 

اما یکی که ...اصلا نمی گن که این ادم عجب دل پاکی داره

 

 

 

 

 

میدونید از این زمونه داره بدم میاد

 

باسه اینکه هیچ کس به هیچ کس اعتماد نداره

 

برا اینکه قدر هم و نمیدونیم

 

برا اینکه فرصتهامون و نادیده می گیریم

 

حرفهای هم و عوضی می فهمیم...

 

برا هم نگران نیستیم

 

اگر کسی و بخوایم دوست داشته باشیم اون ادم و با شرایطش دوست داریم

 

خودش و تنها دوست نداریم

 

همه تواین دنیا به فکر خودشونن حتی حاضر نیستن یه قدم برای رفع مشکل یه بدبخت بردارن

 

حتی اگه ...

 

وقتی کسی  تو زندگیش موفقه هیچ کس چشم نداره ببینه

 

همه بهش تبریک میگن اما تو دلشون می خوان خفش کنن

 

وخیلی دلیلهای دیگه.....

 

نمیدونم شایدم بشه هنوز ادمائی رو پیدا کرد که این جوری نباشن

 

ولی قبول کنید که پیدا کردنشون سخته...

 

وباسه همینه که خیلی از ادما تو زندگیشون تنهان...

 

 

 

 

نمی دونم شاید من دیونه شدم...

 

 

 

تو فقط دعا کن....!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 14:49  دل نوشته های  مریمی  | 

بی رغبتی و بی میلی تو نسبت به کسی که به معاشرت

با تو مایل و راغب است کاستن از بهره است

ومیل و رغبت تو نسبت به کسی که مایل و راغب به معاشرت

با تو نیست خواری نفس است

فرزندم من خود تمام مدرک و ریشه معاشرت وزندگی

با مردم را چنین یافتم که اگر سه بخش کنی

دو بخش ان پسندونیکی و محبت و یک بخش ان

گذشت و نا دیده و ناشنیده گرفتن است.

امام علی <ع>

 

 

چند وقت بود احساس می کردم جای یه حدیث تو وبم خالیه...

 

 

 

تو فقط دعا کن....!!!!!!!!؟؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 20:43  دل نوشته های  مریمی  | 

بیا با ایده ی خوشبینی به دنیا بنگریم

غصه رو رها کنیم مز ده ی شادی اوریم

بیا به قشنگیهای زندگی نظر کنیم

روی بال ارزو به شهر عشق سفر کنیم

بیا از هر چی غم فرار کنیم

بیا پائیز دل و بهار کنیم

لحظه های عمر ما زود گذره

با یه چشم به هم زدن می گذره

پس چه خندون چه گریون داره می گذره عمرا

خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

بیا ما شکست و باور نکنیم

گلای امید و پر پر نکنیم

بیا سر نوشت بسازیم باسه هم

نخوریم غصه برای بیش و کم

دنیا وفا نداره چشمش حیا نداره

با همه نا رفیقه ما و شما نداره

اگه به روش بخندی به روی تو می خنده

پس چه خندون چه گریون داره می گذره عمرا

خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا

 

 

 

این شعر و شنیدم خوشم اومد براتون نوشتم همین..

 

توفقط دعا کن....!!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 22:52  دل نوشته های  مریمی  | 

از خدا خواستم که غرورم را بگیرد او فرمود:

باز گرفتن غرور کار من نیست

غرور را خود باید ترک کنی...

از خدا خواستم که به من شکیبائی عطا کند

او فرمود:

شکیبائی دست اورد زنج است...

از خدا با التماس خواستم که مرا به سعادت برساند.

او فرمود:

خود باید متعالی شوی...

اما تورا یاری می دهم تا به ثمر برسی...

 

خدایا مرا هدایت کن

 

 

 

 

 

تو فقط دعا کن...!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت 19:23  دل نوشته های  مریمی  |