تبليغاتX
این شرح بینهایت...
باز هم غروب جمعه...باز هم گرفتن دل...

باز هم دلتنگی...باز هم انتظار...

انتظار برای او...انتظار برای تو...

و چه شیرین است انتظار و چه سخت...

 

غروبای جمعه رو دوست دارم چون دلت باسم بیشتر تنگ می شه...

 

نفسم در نمیاد...

به چشم خواب نمیاد ...

دل من تو رو می خواد...

چشم من گریه می خواد...

 

 

 

خودت خوب می دونی که دنیا رو با تو عوض نمی کنم...

خودت می دونی خیلی...

 

تو فقط دعا کن...!!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/23ساعت 18:20  دل نوشته های  مریمی  | 

 

اشکی که ز هجران تو جاری شده است...

مرحم به دل عاشق زاری شده است...

گر قطره ی اشکم نپذیری چه کنم...

حاصل عمر من این قطره ی شوری شده است...

 

چند تا عکس امروز گرفتم از گلهای لاله اونقدر قشنگ بودن حیفم اومد تو نبینی

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

تو فقط دعا کن...!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/12ساعت 18:3  دل نوشته های  مریمی  | 

 

اوارگی کوه و بیابانم ارزوست...

 

خدایا من و دعوت کن پیش خودت...

 

منم تا موقعی که دعوتم کنی سعی می کنم که خودمو اماده کنم...

 

یا اگه قسمت شد خودمون و اماده کنیم...

 

خدایا ...من و با ...امتحان نکن که اگه با ...امتحانم کنی داغون می شم...

 

خدایا دل تنگم ...نمی دونم دلم تنگ شده بر اینکه بیام پیشت یا دلم برا ...تنگ شده

 

ولی چه فایده...تو که حرف من و گوش نمیدی...

 

نکنه باهام قهری...یا اینکه من دل کسی و شکوندم که تو داری این جوری دلمو می شکونی

 

یا شاید من اینقدر بدم که حتی یه نگاهم بهم نمی کنی...

 

به جونه... کفر نمی گم...همش حرفای دلمه...

 

همیشه دوست داشتم و دارم حتی اگه تو دیگه دوستم نداشته باشی...

 

هر کاری هم که بکنی من بازم با صدای بلند می گم:

 

خدایا شکرت...!!!

 

ولی همیشه این و با خودم می گم که اگه می خواستی تنهام بزاری

 

پس چرا به دنیام اوردی...؟

 

بی خیال من زده به سرم دارم چرت وپرت می گم...

 

می دونم که هنوز از یادت نرفتم...

 

خدایا کمکم کن تا ایمانمون قوی تر بشه...

 

کمکمون کن که به هم...

 

 

 

تو فقط دعا کن...!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 21:18  دل نوشته های  مریمی  | 

خوابم نمی بره ...

چی کار کنم؟

می ترسم...

حس بدی دارم...

خدایا کمکم کن...

 

این دفعه با التماس می گم:تو فقط دعا کن...!!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 1:13  دل نوشته های  مریمی  | 

 

 

باور نکن تنهائیت را من در تو پنهانم تو در من

از من به من نزدیک تر تو از تو به تو نزدیک تر من

باور نکن تنهائیت را تا یک دل و یک درد داریم

تا در عبور از کوچه ی عشق بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهائی ندارد باور نکن تنهائیت را

هر جای این دنیا که باشی من با توام تنهای تنها

من با توام هر جا که هستی حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم...

این خانه را بگذارو بگذر با من بیا تا کعبه ی دل

باور نکن تنهائیت را من با توام منزل به منزل...

 

تو فقط دعا کن...!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 22:16  دل نوشته های  مریمی  | 

 

گویند هوای فصل ازاد خوش است ...

بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوش است...

ابریشم زیرو ناله ی زار خوش است...

ای بی خبران این همه با یار خوش است...

 

 

امسال سال زیبائی رو شروع کردم . چون با یه چیزی همراه بود که

نمی تونم بگم ...

فقط این و می گم خیلی قشنگه ...خیلی ...خیلی ...خیلی

 

امسال بعد از چند سال سفره هفت سین چیدم...

به نظر خودم  بد نشد...

عکسشو گذاشتم که برام یادگاری بمونه ...

Image hosted by allyoucanupload.com

 

این عکسارو هم برا شما ببخشید تو گرفتم ...

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

خدایا بازم می گم یعنی همیشه می گم 

شکرت!!!!!!!!

 

 

تو فقط دعا کن...!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/03ساعت 23:3  دل نوشته های  مریمی  |