تبليغاتX
این شرح بینهایت...
سلام و تسلیت...

 

خیلی وقت بود چیزی اینجا ننوشته بودم

یعنی "اصلا حوصله نداشتم که وقتم و بذارم و...شایدم اصلا وقت نمی کردم...

اما امشب دلم باسه وبلاگم و دوستای وبلاگ نویسم تنگ شده بود و اومدم تا...

راستی من یه شروعی دوباره هستم با...

می دونید من زندگیم و دوباره با یه هدفهای جدید و ...شروع کردم.

از همه می خوام که برام دعا کنید تا به هدف هام برسم و...

دیگه خسته نیستم از هیچی...

مثل قبل فکر نمی کنم...

مثل قبل ...نیستم

اما از قبل ...ترم

 

دیگه بارم و بستم و به هیچی از این دنیا ی فانی دل نبستم و...

 

فعلا فقط درس . درس. درس...

و...

 

همین فقط می خواستم بگم که هنوز زنده ام ...اما مثل قبل زندگی نمی کنم..

تو این شبای عزیز از همتون می خوام که دعام کنید...

و...

 

تو فقط دعا کن

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 22:43  دل نوشته های  مریمی  |